مارچوبه گیاهی علفی چند ساله، دو پایه است و گلهای بسیار کوچک آن در روی پایه های نر و ماده قرار دارند گلهای آن دارای 6 کاسبرگ و 6 گلبرگ و 6 پرچم و یک مادگی سه برچه ای است گلهای نر به رنگ زرد مایل به سبز بوده، کاملاً از گلهای ماده که معمولاً به رنگ قرمز در می آیند قابل تشخیص می باشند میوه مارچوبه که به رنگ قرمز در می آید در پائیز ظاهر می شود و به صورت سته کوچک سه حجره ای است که دارای یک یا چند بذر می باشد. گلهای آن به صورت چند تایی است که شاید تا به 4 عدد نیز برسند، که آنها در یک محل ظاهر میشوند حشرات بخصوص زنبور عسل در انتقال دانه گرده آن از پایه های نرم پایه های ماده نقش عمدهای دارند مارچوبه دارای دو نوع ریشه است یکی ریشه های معمولی که جذب آب و مواد غذایی را بعهده دارند و دیگری ریشه های متورم و گوشتی که پر از ذخیره مواد غذایی هستند و در آنها سوکروز ذخیره می شود قطر ریشه های گوشتی ممکن است به اندازه یک مداد یا کمی ضخیم تر باشند. ریشه های معمولی از قسمتهای جوان ریشه های ذخیره ای بوجود می آیند ریشه های مارچوبه می تواند تا عمق 5/1 متر در خاک رشد کنند. سیستم ریشه بندی مارچوبه را تاج مارچوبه (Asparagus Crown) می گویند. تاج مارچوبه برای تکثیر غیر جنسی مورد استفاده قرار می گیرد. مارچوبه دارای دو نوع ساقه است اول ساقه هوایی نازک به رنگ سبز که بعد از برداشت ساقه های جوان بوجود می آید و ارتفاع آن گاهی اوقات به 5 متر نیز می رسد. دیگری ساقههای جوان است که قسمتهای قابل استفاده مارچوبه ها را تشکیل می دهد این ساقه ها از روی ریزوم ظاهر می شوند و قبل از اینکه از خاک خارج شوند باید قطع گردند طول این ساقه ها بین 15 تا 25 سانتیمتر متغیر است.ساقه های هوایی و برگها در اثر سرمای زمستان خشک می شوند.
مارچوبه دارای آسپاراژین و کونی فرین ، اینوزیت ، تانن ، اسدی گالیک ، آسپاراگوز ، و اسید سوکسی نیک می باشد دانه آن دارای 15 درصد مواد روغنی می باشد این روغن زرد مایل به قرمز است.
خواص داروئی
از نظرطب قدیم ایران مارچوبه گرم و خشک است بنابراین آنهایی که سرد مزاج هستند باید آنرا با عسل بخورند و آنهایی که گرم مزاج هستند باید آنرا با سرکه بخورند .مارچوبه گیاهی است ادرار آور و دارای خواص زیادی است.
خوردن آن دید چشم را تقویت می کند.
برای تقویت نیروی جنسی مفید است.
ضعف مثانه را برطرف می کند.
برای تقویت قلب مفید است.
ملین است و یبوست را برطرف می کند.
تب بر است.
مارچوبه بعلت داشتن کلروفیل خونساز است و کسانیکه کم خون هستند باید از آن استفاده کنند .
مارچوبه به ساختن گلبولهای قرمز خون کمک می کند.
طرز استفاده
برای نگاهداری مارچوبه آنرا در پارچه های مرطوب ببندید و در یخچال قرار دهید زیرا گرما و خشکی آنرا از بین میبرد مارچوبه را نیز می توان در سالاد ریخت و یا از آن سوپ تهیه کرد . مورد دیگر استفاده از مارچوبه غیر از پختن آن بصورت دم کرده آن است دم کرده مارچوبه را به این صورت تهیه کنید :چند شاخه مارچوبه را در داخل یک لیتر آبجوش بریزید و مقدری هم رازیانه و جعفری به آن اضافه کنید و بگذارید مدت پنج دقیقه دم بکشد . از این دم کرده بمقدار دو تا سه فنجان در روز برای تسکین و آرامش قلب استفاده کنید .
مضرات
مارچوبه را نباید آنهایی که مبتلا به ورم مجاری ادرار هستند و یا اشخاص عصبی مصرف کنند . مارچوبه همچنین برای مبتلایان به رماتیسم و سنگ کلیه خوب نیست .
نیاز اکولوژیکی
مارچوبه یک سبزی فصل خنک می باشد. مارچوبه بهترین رشد و بالاترین محصول را از نظر کیفیت خوب در آب و هوایی تولید می کند که زمین حاوی مارچوبه کمی یخ بزند در مناطقی که در طول فصل رشد (تابستان) هوا گرم می شود محصول از کیفیت خوبی برخوردار نیست چون مواد غذایی در ریشه های ذخیره ای آن اندوخته نمی گردند در زمستان بهتراست.هوا آنقدر سرد و شو دکه قسمتهای هوایی (ساقه و برگها) خزان کنند. در مناطقی مانند دزفول در استان خوزستان که زمستان یخبندان ندارند و دارای سرمای ملایم هستند توصیه می شود که قسمتهای هوایی قبل از فرا رسیدن فصل زمستان از فاصله 10 تا 20 سانتی متری سطح خاک قطع گردند. بهترین دما در طول مدت رشد بوته برای مارچوبه بین 16 تا 24 درجه سانتی گراد می باشد. مناسب ترین pH برای رشد مارچوبه بین 6 تا 7/6 می باشد. تذکر :از ارقام مارچوبه عبارتند از : مری واشنگتن ، ردینگ ژآلت مارتا واشینگتن و آلت هام واشینگتن و ویکینگ می باشد. ارقام مارچوبه براساس رنگ جوانه های خوراکی به دو دسته تقسیم می شوند دسته اول دارای رنگ سبز و دسته دوم سبز روشن یا مایل به سفید است.
آماده سازی خاک
مارچوبه بهترین محصول را در خاک عمیق ، حاصلخیز ، خنک ، آفتابگیر ، قوی و با زهکشی خوب می دهد مارچوبه در خاکهای مختلف که از حیث مواد آلی غنی باشند رشد می کند و محصول می دهد ولی بطور اختصاص خاکهای شتی و شنی لومی و لومی سیلتی که با مواد آلی و هوموس تقویت شوند بسیار مناسب هستند مارچوبه در خاکهای اسیدی نمی تواند رشد کند مگر آنکه خاکها به وسیله آهک اصلاح شوند مناسب ترین pH برای رشد مارچوبه بین 6 تا 7/6 می باشد. در خاکهایی که کمی قلیایی باشند کشت با موفقیت انجام می شود و محصول می دهد مارچوبه یک سبزی چند ساله است و می تواند 10 تا 20 سال در زمین باقی بماند لذا در تهیه زمین باید دقت کافی مبذول گردد. بخصوص چنانچه هدف آن باشد که این گیاه به وسیله بذر تکثیر شود باید زمین صاف، نرم بدون کلوخ و کاه باشد. شخم عمیق زده شود و بعد از آن کلوخ ها به وسیله دیسک یا دندانه نرم شوند و زمین تسطیح گردد. مارچوبه به هوموس و مواد آلی زیاد نیاز دارد و نسبت به کودهای حیوانی واکنش مثبت نشان می دهد لذا قبل از کاشت مارچوبه میتوان کودهای حیوانی را به زمین داد. مقدار کود های شیمیایی نیز با توجه به مقدار مواد غذایی موجود در خاک حدود 200 کیلو ازت ، 80 کیلوگرم P2O5 ، 300 کیلوگرم K2O برای هر هکتار در نظر گرفته می شود کود ازته را به مقدار 50 درصد در هنگام احداث پشته ها (حدود 10 روز قبل از پایان برداشت محصول) و 50 درصد بقیه را در تابستان به زمین می دهند کودهای فسفاته پتاسه را قبل از احداث پشته ها می دهند.
تاریخ و فواصل کاشت
موقع انتقال نشاء اوایل بهار می باشد عمق شیار در خزانه 20 تا 25 سانتی متر فاصله دو شیار 40 تا 60 سانتی متر می باشد در زمین اصلی بوته ها به فاصله 40 تا 50 سانتی متر در ردیفهایی بین 90 تا 150 سانتی متر از یکدیگر کاشته میشوند
کاشت
ازدیاد مارچوبه به دو روش رویشی و جنسی صورت می گیرد. در کشت مستقیم بعد از آماده کردن زمین ، زمین به جوی و پشته تبدیل می گردد عرض پشته بین یک تا یک و نیم در نظر گرفته می شود سپس بذور در ته جوی کاشته می شوند. بهتر است به منظور سرعت بخشیدن به سبز شدن بذر، بذور قبل از کاشت به مدت 24 ساعت در آب خیسانده شوند آنگاه شیارهایی به عمق یک سانتی کمتر در کف جویها ایجاد می کنیم و بذور را در شیارهای آنها میکاریم و به وسیله خاک سبک و مرطوب آنها را می پوشانیم. تا سبز شدن بذر و چوبها مرطوب نگه داشته می شوند آبیاری باید به روش بارانی صورت گیرد. مدت جوانه زدن بذر طولانی می باشد و به عواملی مثل دما و رطوبت خاک بستگی دارد و شاید بین 15 تا 40 روز متغیر باشد. بوته ها در فاصله 10 سانتی متری تنک می شوند بتدریج که گیاه رشد میکند روی بوته و اطراف آن خاک نرم همراه با کود حیوانی پوسیده داده می شود بدین ترتیب در سال اول بوته رشد کامل می نماید و محصولی برداشت نخواهد شد. میزان بذور مورد نیاز در کشت مستقیم بین یک تا دو کیلو گرم در هکتار می باشد. روش مرسوم و متداول کشت مارچوبه تهیه خزانه و انتقال بوته های یکساله به محل اصلی می باشد. در این روش باید سعی شود که در هنگام انتقال بوته ها به محل اصلی به ریشه ها صدمه نرسد.در هنگام تهیه خزانه باید دقت شود که زمین کاملاً آماده و با کودهای حیوانی و شیمیایی تقویت شده باشد زمین به شیار تبدیل می شود عمق شیار 20 تا 25 سانتی متر و فاصله دو شیار 40 تا 60 سانتی متر در نظر گرفته میشود، بذور در ته شیار کاشته می شوند با رشد بوته ها روی آنها خاک داده می شود. بدین ترتیب بوته ها در سال دوم آماده انتقال به محلی اصلی می گردند موقع انتقال نشاء اوایل بهار می باشد. در هنگام انتقال ابتدا زمین اصلی به جوی و پشته تبدیل می شود. سپس بوته ها به فاصله 40 تا 50 سانتی متر از یکدیگر درروی ردیف هایی که 90 تا 150 سانتی متر از یکدیگر فاصله دارند کاشته می شوند بوته های آماده شده در خزانه را تاج (Crown) می گویند. نحوه انتقال تاج به محلی اصلی بدین ترتیب میباشد که در اوایل بهار در ته جویها کود حیوانی پوسیده همراه با ماسه و خاک نرم به عمق 5 تا 7 سانتی ریخته می شود. سپس تاجهای یکساله درته جویها روی کود پوسیده طوری قرار داده می شوند که فاصله آنها از یکدیگر حدود 30 تا 50 سانتی متر باشد. ریشه های بوته روی خاک نرم پخش می گردند سپس روی ریشه ها به وسیله خاک و کود پوشیده میشود. بتدریج که تاج شروع به رشد میکند اطراف بوته ها و روی آنها خاک و کود قرار داده می شود بنابراین تا آخر فصل رشد جویها از خاک و کود پر می گردند بدین ترتیب بوته. مارچوبه در سال اول، رشد کافی کرده هیچ گونه برداشت محصول صورت نمی گیرد. شاید در سال دوم تعداد کمی اسپی یر (Spear ساقه های هوایی که نسبتاً ضخیم بوده و قابل خوردن می باشند) تولید و برداشت شود. برداشت اصلی از سال سوم شروع می گردد. معمولاً مقدار تاج آماده شده از یک هکتار خزانه برای کاشت حدود 10 هکتار زمین اصلی کفایت می کند. در هنگام انتقال تاج های یکساله باید دقت شود که تاجهای ضعیف حذف شود زیرا محصول کمتری می دهند تاجهای دو ساله و یا سه ساله برای انتقال مناسب نیستند.
داشت
چون مارچوبه یک سبزی چند ساله است بنابراین مراقبتهای ویژه لازم دارد. با علفهای هرز بشدت باید مبارزه شود. این مطلب در مورد علفهای هرز چند ساله جدی تر است در غیر این صورت علفهای هرز به طرق مختلف ریشه، ریزوم ، غده و بذر ، ایجاد مزاحمت می کنند و مبارزه باآنها مستلزم هزینه سنگین می باشد لذا هنگام آماده کردن زمین، استفاده از انواع علف کشها توصیه می شود نرم کردن زمین در اوایل بهار یکی دیگر از کارهایی است که در مورد مزرعه مارچوبه باید انجام گیرد. بدین جهت در اوایل بهار به منظور مبارزه با علفهای هرز و نرم کردن سطح خاک با دیسک سبک، زمین دیسک زده می شود. بدین ترتیب چنانچه قسمتهای هوایی بوته ها از سال قبل باقی مانده باشند، از بین خواهند رفت. چنانچه می خواهیم کود شیمیایی به زمین بدهیم باید این کار در هنگام دیسک زدن صورت گیرد. برای این منظور مقدار 200 کیلوگرم در هکتار از کودهای کامل توصیه میشود. به منظور سفید کردن ساقه های مارچوبه در اوایل بهار پای بوته و روی آن با کود پوسیده و خاک نرم پوشیده می شود. این کار در سطح وسیع با ماشین آلات انجام می گیرد. اگر در آخر فصل به زمین کو شیمیایی داده می شود بهتر است آنرا با خاک مخلوط و بین ردیفها پخش کرد. مزرعه مارچوبه باید مرطوب و نم دار باشد از این رو آبیاری باید مرتب صورت گیرد این مسئله در مناطق خشک اهمیت بیشتری دارد. بوته مارچوبه مورد حمله حشرات زیادی قرار می گیرد از مهمترین آنها سوسک مخصوص بوته مارچوبه می باشد از بیماریهای مارچوبه بیماری زنگ مارچوبه است که برای مبارزه باید از ارقام مقاوم استفاده نمود جمع آوری بوته های آلوده و سوزاندن راه دیگر برای مبارزه با آن است.
برداشت
معمولاً برداشت مارچوبه از سال سوم شروع می شود یعنی دو سال بعد از انتقال تاج آن به محل اصلی اگر کاشت، داشت و نگهداری مزرعه بخوبی انجام گیرد، شاید در سال دوم تعداد کمی از اسپی یرهان قابل برداشت باشند ولی بهتر است در سال دوم محصول برداشت نشود.در اینصورت بوته ها قوی شده و مواد غذایی در اندام های زیر زمینی تاج ذخیره می گردد و در طی این مدت به بوته فرصت داده می شودکه رشد ریشه هایش کامل گردد و به این ترتیب بوته برای سال سوم آماده بهره برداری می شود. قاعدتاً برداشت از بهار سال سوم آغاز می گردد برداشت وقتی شروع می شود که طول اسپی یر ها بین 15 تا 25 سانتی متر باشد. اسپی یر ها را می توان از روی سطح خاک و یا از 2 تا 5 سانتی متری زیر خاک قطع نمود. این کار باید با دقت انجام شوده که به ساقه هایی که هنوز از خاک خارج نشده اند، صدمه ای وارد نشود برداشت مارچوبه از اوایل بهار شروع 6 الی 8 هفته به طول می انجامد چنانچه عمل برداشت بیشتر ادامه یابد مواد غذایی در ریشه های متورم ذخیره نمی شود و بوته برای سال آینده ضعیف باقی ماند. و به منظور سفید کردن اسپی یر ها باید در اوایل بهار روی ساقه به وسیله خاک پوشانده شود. هنگام برداشت می توان خاکهای اطراف اسپی یر را عقب زد سپس به برداشت اقدام کرد. بهتر است بعد از برداشت مارچوبه بلافاصله مورد استفاده قرار گیرد. برای این کار آنها را شسته، دو طرف ساقه را به اندازه کمتر از یک سانتی متر قطع می کنند و به صورت آب پز یا پخته شده به مصرف می رسانند. در شرایط مناسب دمای 3 تا 4 درجه سانتی گراد و با رطوبت نسبی 70 تا 80 درصد می توان مارچوبه را برای چند ماه نگهداری کرد.
دامنه انتشار
آذربایجان ، خوی ، تبریز ، نواحی مختلف البرز قصر قجر ، جلفای اصفهان ، اراک ، کرمانشاه ، جنوب ایران، مهار لو در شیراز پرورش آن در دزفول رواج پیدا نموده است.
درصد مواد موجود در مارچوبه بصورت زیر است
آب ۹۰ گرم
پروتئین ۲/۵ گرم
چربی ۰/۲ گرم
مواد نشاسته ای ۴/۲ گرم
کلسیم ۲۲ میلی گرم
فسفر ۶۰ میلی گرم
آهن ۱/۱ میلی گرم
سدیم ۲ میلی گرم
پتاسیم ۲۷۵ میلی گرم
ویتامین آ ۹۰۰ واحد
ویتامین ب ۱ ۰/۲ میلی گرم
ویتامین ب ۲ ۰/۲ میلی گرم
ویتامین ب ۳ ۱/۵ میلی گرم
ویتامین ث ۳۵ میلی گرم


تالاب انزلي يكي از تالابهاي بزرگ و با اهميت ايران مي باشد كه حتي ارزش جهاني آن نيز بر كسي پوشيده نيست و اين اهميت بعلت جنبه هاي مختلفي است از جمله آن اين كه تالاب انزلي گذرگاه مهمي براي زمستانگذراني پرندگان مهاجري است كه هر ساله با شروع فصل سرما از نقاط شمالي كره زمين به نقاط گرمسير مهاجرت مي نمايند. يكي ديگر از ارزش هاي اين تالاب پناه دادن به ماهيان مهاجر و تخم گذار درياي خرز است، كه جهت تخم گذاري و احياي نسل خود به اين محل مهاجرت مي كنند ارزش ديگر تالاب متعاقباً به تفصيل بيان خواهد شد ولي آنچه كه قابل ذكر است اين كه حفظ اين ارزش ها بسيار ضروري بوده و جلوگيري از عوامل مخرب ارزش هاي مذكور از وظايف بسيار مهم مراكزي است كه به نحوي با اين زيستگاه باارزش در ارتباط مي باشند. در دهه هاي اخير مرداب انزلي اين اكوسيستم ناشناخته تحت تاثير عوامل مخرب گوناگوني از جمله ورود فاضلاب هاي صنعتي شهري و خانگي قرار گرفته كه اكنون آن را به يك درياچه آلوده تبديل نموده كه تمامي ارزش هاي آن را به نابودي كشانده است. الحمدالله در سالهاي اخير مسئولين دلسوز و كارشناسان آگاه و متعهد به اين ارزش هاي تالاب پي برده و جهت احياي آن فعاليت هاي مختلفي را آغاز نموده اند كه اميد مي رود در آينده اي نزديك مرداب انزلي روند طبيعي خود را بازيافته و مجدداً ارزشهاي طلايي خود را به دست آورد، مطالعات علمي دقيق و همه جانبه ما را در راه رسيدن به شناخت درست و واقعي اين اكوسيستم باارزش كمك خواهد كرد با توجه به نقش پلانكتونها در زنجيره يك اكوسيستم آبي بعنوان اولين توليد كنندگان اهميت شناخت و بررسي آنها جهت شناسايي ساير حلقه هاي زنجيره غذايي و بطور كلي شناسايي آن اكوسيستم روشن مي گردد.
تعريف
تالاب از نظر لغوي معادل واژه وتلند به معناي اراضي خيس و متشكل از دو كلمه تال و آب بوده كه در اصل لغتي هندي و به مفهوم آبگير مي باشد. واژه مذبور متعارف و مرسوم نبوده و پس از برگزاري كنوانسيون رامسر در بهمن ماه سال 1349 مصطلح شده است. تعاريف متعددي در اين خصوص توسط مراجع دولتي و يا متخصصين عنوان گرديده كه ذيلاً به نظر مي رسد :
1 . در فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي از تالاب بعنوان درياچه كم عمق كه به ويژه در يك شنزار يا در ميان شنهاي ساحلي به وجود آمده باشد نامبرده شده است.
2 . تالاب به آبهاي داخلي اطلاق ميشود كه در عميق ترين نقاطشان نيز گياهان ماكروفيت موجود باشند.
3 . شوراي عالي كشاورزي و امور روستايي تالاب را چنين تعريف نموده است : هر منطقه اي كه از نيزار ، آب ، پرنده ، ماهي ، چمنزار و موجودات ذينفع از آنها موجود باشد ، تالاب مي باشد كه اكوسيستم آن يك روند تكاملي داشته و در منتهي به جنگل ختم ميشود و دخل و تصرف در هر منطقه آن موجب عدم رشد تكاملي اش مي گردد.
4 . در كنوانسيون رامسر ، تالاب را عبارت از مناطق مردابي ، آب مانده ، جاري ، تازه ، لب شور و يا آبهاي دريا بشرطي كه هنگام جزر ، ارتفاع آب بيش از 6 متر نباشد ، دانسته اند.
هر چند كه به واژه تالاب در فرهنگهاي رسمي فارسي نظير دهخدا و عميد اشاره اي نگرديده و عمدتاً تا دهه قبل اصطلاح مرداب رايج و مرسوم بوده و هنوز نيز استعمال اين واژه بر تالاب انزلي عموميت دارد. طبق تعريف فرهنگ اصطلاحات جغرافيايي ، مرداب نواحي داراي آب كم عمق مي باشد كه به وسيله زمين باريكي از دريا بطور كامل يا ناقص جدا شده باشد. هر چند كه مفهوم اخير نيز مي تواند نشان دهنده اشتراك مفهوم در اصطلاح جغرافيايي باشد اما از نظر اكولوژي تفاوت اساسي نشان مي دهد. لذا كليت تعريف تالاب را ميتوان از مفاهيم ارائه شده در كنوانسيون رامسر كسب نمود. چنانكه در تعريف كلي ، به مناطق مردابي ، آبگير ، خلاش جايي كه بطور طبيعي يا مصنوعي ، دائمي يا موقت ، ساكن يا جاري ، تازه يا لب شور و نير به مناطق دريايي ، به شرطي كه عمق آب در مواقع جذر از 6 متر تجاوز نكند اطلاق ميشود. بعلاوه برخي از تالابها ممكن است در ارتباط با كناره رودها (وابسته به رودخانه)، مناطق ساحلي مجاور با تالاب ، جزاير و آبهاي دريايي كه در زمان جذر عميق تر از 6 متر نباشند تشكيل شوند. بعنوان نتيجه اي از اين تعريف تالابهايي كه از نظر مصوبات كنوانسيون رامسر معرفي مي گردند مشخصات كلي آبهاي دائمي يا موقتي با حفظ شرايط زيستگاهي را به شرح زير نشان مي دهند:
1 . كليه رودخانه ها شامل دشتهاي سيلابي آنها .
2 . همه مناطق ساحلي به جز صخره هاي تند.
3 . بيشتر جزاير مرجاني شامل مردابهاي آبسنگي (حلقوي)، حتي اگر بعضي نقاط آنها از 6 متر نيز عميق تر باشد
تاريخچه و مراحل تكوين تالاب
تالاب انزلي محل گود افتاده اي است كه از پسروي آب درياي خزر بجاي مانده است و آبهاي بيشتر از 11 رودخانه پيش از رسيدن به درياي خزر در اين تالاب جمع مي شود ، تالاب انزلي در جنوب درياي خزر واقع شده است و از جنوب به دو باريكه خاكي به نامهاي شبه جزيرة انزلي و غازيان محدود گرديده است ، تصور ميرود كه در اواخر قرن نوزدهم شبه جزيرة انزلي با دريا ارتباط داشته وبه صورت جزيرة بزرگي بوده است كه در اثر پايين رفتن سطح آب دريا و مرداب اين ارتباط از بين رفته و شبه جزيره انزلي بصورت فعلي شكل گرفته است. سطح مرداب انزلي در سال 1915 ، 270 كيلومتر مربع بود كه تدريجاً كاهش يافت ، بطوريكه در سال 1940 مساحت آن در حدود 200 كيلومتر مربع رسيد مساحت كنوني آن نيز نزديك به 150 كيلومتر مربع مي باشد كه يك سوم سطح آن را حوضچه غربي تشكيل مي دهد. بين اين دو شبه جزيره در سال 1275 دو موج شكن احداث گرديده و اسكله غازيان جهت پذيرش كشتي هاي بزرگ آماده شد ، طبق گفته افراد سالخورده محلي تا پيش از احداث اين دو موج شكن آب دريا به ويژه در مناطق طوفاني تا مسافتهاي طولاني در داخل تالاب نفوذ مي كرد ولي پس از احداث اين موج شكن ها نفوذ آب دريا محدود به فصل گرما و در مسافت هاي محدود و در دهانه خروجي تالاب است ، بر اثر جريان رودخانه هاي مختلفي كه به تالاب منتهي ميشوند مرفولوژي تالاب تغييراتي در سالهاي گذشته تحمل كرده و در حال حاضر 4 حوضة مشخص در داخل تالاب مشاهده مي گردد:
1 . حوضچه شرقي
2 . حوضچه غربي
3 . حوضچه مركزي
4 . حوضچه سياه كيشم و شنبه بازار روگا
سياهكشيم در جنوبيترين منطقهمرداب انزلي واقع است. دليل انتخاب عنوان سياهكشيم براي اين منطقه آن است كه سالها پيش در اثر وزش باد شديد قايقي واژگون شده و داخل آن كه عروسي بود در آب افتاده و غرق ميشود ،كه از آن به بعد به آن منطقه سياه گيشم گفته ميشود. تالاب انزلي از انواع تالابهاي ساحلي كم عمق است كه با ويژگي هاي حائز اهميت خود يعمي قابليت توليد و باروري بالا ، قابل تعمق است. عمق مرداب در اثر پايين رفتن سطح آب دريا و ازدياد روسوبات رودخانه اي تدريجاً كم ميشود.در سال 1915عمق مرداب در قسمت شرقي جلوي دهانه رودخانه بهمبر (رودخانه سياه درويشان) دو متر بود كه به تدريج نقصان يافت و در سال 1937 به كمتر از يك متر رسيد و عمق فعلي آن نيز از اين مقدار كمتر است. در سال 1930 عمق متوسط تالاب انزلي حدود 60 سانتي متر بود و هم اكنون به استسناء بخش اسكله كشتي حد فاصل غازيان و انزلي و جزيره ميان پشته كه رسوبات آن دائماً تخليه ميشود در ساير مناطق عمق آنقدر كم است كه عبور قايق هاي كوچك هم با دشواري انجام گرديده و در برخي فصول غير ممكن ميشود. در سالهاي اخير كه سطح آب درياي خزر شروع به افزايش نموده است مسلماً ارتفاع آب تالاب انزلي هم بالا رفته و عمق آن زيادتر شده است. در سال 1294 خورشيدي كف تالاب بيشتر از گل سرخ و بخش هاي شمالي آن از شن و نيزار و بقيه از لجن سياه پوشيده شده بود، اما اكنون در تمامي نقاط تالاب لجن ضخيم بستر آن را فرا گرفته است. نام قبلي مرداب ، مرداب انزلي (Anzali) بود ولي بعد از آنكه شهر انزلي به بند پهلوي تغيير نام پيدا كرد، مرداب انزلي نيز به همين نام شهرت يافت كه پس از انقلاب شكوهمند اسلامي با تغيير نام بندر پهلوي به بندر انزلي مجدداً اسم مرداب بصورت سابق درآمد. سن تالاب انزلي از نظر زمين شناسي بسيار جوان تشخيص داده شده و تصور مي گردد كه در چند مرحله شكل گرفته است. عمده ترين احتمال پيدايش آن را با كاهش سطح آب درياي خزر در قرن سيزدهم (كه شبه جزيره بندر انزلي تشكيل شد) و مسدود شدن مردابهاي ديگر (بر اثر بسته شدن دهانه هاي ورودي رودخانه هاي سياه درويشان ، پير بازار و پسي خان) مرتبط دانسته اند كه اين شرايط خود سبب پيدايش سريع تشكيلات زبانه اي گرديد. اصولاً مردابها يا بصورت خليج هايي هستند كه به وسيله تيغه ماسه اي از دريا جدا شده و بنام مرداب خليجي ناميده ميشوند و يا نقاط گودي مي باشند كه در اثر حركات پوسته اي شكل مي گيرند. در مورد خاص تالاب انزلي ميتوان تصور نمود كه با پسروي سطح آب درياي خزر و جريانات دريايي آن (با گردشي داراي جهت خلاف گردش عقربه هاي ساعت در سواحل جنوبي) به همراه حركات امواج ناشي از وزش بادهاي شمال و شمال غربي كه سبب جابه جايي ماسه هاي ساحلي مي گردند در فرآيند رسوبگذاري رودخانه ها در دهانه شكل گرفته است.
فرضيات مختلفي در زمينه تشكيل تالاب انزلي وجود دارد كه نزديك ترين نظريات اظهار شده در مورد تكوين آن را شايد بتوان چنين اظهار نمود
تالاب انزلي در آخر قرن پانزدهم در اثر تشكيل دو زبانه خشكي باريك و شني به پهناي 9 تا 27 كيلومتر و كاهش ارتفاع سطح دريا شكل گرفته است. زبانه غربي بنام شبه جزيره بندر انزلي ناميده مي شود كه تا دهكده كپور چال كشيده شده واين شبه جزيره امروزه در اين بخش دو خليج كوچك كپور چال و بهمبر را از يكديگ جدامي سازد. زبانه ديگر كه در ساحل شرقي مشاهده ميشود ، خليج كوچك خمام را كه در جنوب جزيره غازيان قرار داشته و از نوار ماسه اي تشكيل يافته از دريا جدا مي كند ، تالاب انزلي تا نيمه قرن هيجدهم تا روستاي پير بازار گسترش داشته و وسعتي معادل دو برابر سطح كنوني خود را داشته است.تالاب يعني زندگي، يعني محل زاد و ولد و زيست هزار نوع جانور و گياه. هيچ محيط زيست ديگري نمي تواند جايگزين تالاب شود. انواع جانوران، از تك سلولي ها تا كامل ترين آن ها در تالاب ها زندگي مي كنند. جالب است بدانيد 3/1 درصد گونه هاي در معرض خطر انقراض در جهان به وسيله تالاب ها حفاظت مي شوند.و لازم به ذكر است كه سيزده بهمن روز تالاب است. سي و چهار سال پيش در چنين روزي (12 بهمن سال 1349) در شهر رامسر، مهمترين كنوانسيون جهاني در حمايت و حفاظت از تالاب ها به وسيله كشورهاي مختلف جهان امضا شد. اين سند بين المللي به كنوانسيون رامسر يا پيمان نامه تالاب هاي بين المللي به ويژه به عنوان زيستگاه پرندگان آبزي شهرت دارد. در اين كنوانسيون 138كشور جهان از جمله ايران عضويت دارند و بايد با كمك هم از تالاب هاي با ارزش خود محافظت كنند. تالاب ها انواع گوناگوني دارد؛ درياچه هاي آب شيرين، كرانه هاي ساحلي، لجن زارها و تپه هاي مرجاني، انواع تالاب هاي مصنوعي مثل حوضچه هاي پرورش ماهي و حتي شاليزارهاي برنج.حدود6 درصد سطح كره زمين را تالاب ها تشكيل مي دهد و پرتنوع ترين محيط زيست جهان است. تالاب ها باعث جمع شدن انبوه گونه اي جانواران و رشد انواع گياهان مي شود و ذخيره گاه مهمي براي رشد نمونه هاي با ارزش گياهي است. تالاب ارزش اقتصادي زيادي دارد. براي نمونه برنج يكي از محصولات رايج تالابي و يك محصول اقتصادي مهم است. برنج غذاي نيمي از جمعيت جهان را تامين مي كند. يا پرورش و صيد ماهي كه منبع درآمد بسياري از مردم است در تالاب ها انجام مي شود. حفظ و سلامت تالاب باعث رفاه مردم در اطراف آن مي شود. متاسفانه دخالت هاي ما انسان ها در محيط زيست و برنامه هايي كه با هدف توسعه و بدون توجه به تخريب محيط زيست انجام داده ايم باعث نابودي تالاب ها مي شود. در حال حاضر يك هزار و 328 تالاب به مساحت 111 ميليون و 100 هزار هكتار در سايت رامسر به عنوان تالاب هاي بين المللي به ثبت رسيده است كه از اين تعداد 22 تالاب بين المللي در ايران قرار دارد. تالاب هاي امير كلايه و انزلي در استان گيلان، درياچه قوريگل در آذربايجان شرقي، درياچه اروميه در آذربايجان غربي، درياچه پريشان در فارس، خورخوران در هرمزگان و درياچه هامون در سيستان وبلوچستان و ... نمونه هايي از اين تالاب هاي ثبت شده در سايت رامسر است.تالاب انزلي به عنوان يكي از نادرترين اكوسيستم هاي موجود در كشور، به دليل ورود فاضلاب شهري و كارخانه ها، اجساد حيوانات، سموم و كود شيميايي و... دستخوش تغييرات جدي شده و به گفته كارشناسان ادامه روند فعاليت ها بحران زيست محيطي جدي را براي اكوسيستم اين منطقه به وجود مي آورد. دكتر «محمد مهدي مهدوي» استاد دانشگاه و مدير پروژه طرح شناسنامه دار كردن تالاب هاي كشور با استناد از وضعيت تالاب انزلي گفت: «وضوع ورود فاضلاب هاي شهري و صنعتي به داخل تالاب انزلي از جمله مشكلات عمده اي است كه حيات اين تالاب را با خطر جدي مواجه كرده است چرا كه ورود فاضلاب هاي صنعتي موجب ورود انواع كاني هاي سنگين به داخل آب تالاب مي شود از جمله اين كاني ها مي توان به سرب، كبالت، كادميوم و استون سيوم اشاره كرد كه اين كاني هاي سنگين با تثبيت شدن داخل رسوبات آب به تدريج موجب مسموميت آبزيان موجود در آب و وارد آمدن خسارت بر منابع اقتصادي اين تالاب مي شود. وي افزود: «ورود سموم و كود شيميايي كه در اراضي كشاورزي زمين هاي بالادست تالاب از سوي كشاورزان مورد استفاده قرار مي گيرد، موجب تخريب اكوسيستم اين تالاب شده است. همچنين تخريب پوشش گياهي در حوزه آبخيز تالاب انزلي موجب مي شود، سالانه مقدار زيادي رسوب به تالاب وارد شود كه اين رسوب عمق تالاب را كاهش و سطح آن را افزايش مي دهد.» مهدوي افزود: «نبود مديريت يكپارچه براي تمامي بخش هاي تالاب انزلي، از ديگر مشكلاتي است، كه اكوسيستم تالاب انزلي با آن رو به رو است. در حال حاضر تنها بخش هايي از اين تالاب زير نظر سازمان حفاظت محيط زيست اداره مي شوند، و حفاظت از تالاب انزلي، هم اكنون نيازمند تدوين طرح مديريتي جامع براي جلوگيري از افزايش آلودگي اين اكوسيستم است.» دخالت هاي انساني يكي از بزرگ ترين تهديدهاي اين زيست محيط است در حال حاضر بخش شرقي تالاب انزلي به دليل ميزان بالاي آلاينده ها وضعيت اسفناكي دارد و بخش غربي آن، به دليل برخورداري از عمق بيشتر، وضعيت مساعدي دارد، بخش هاي مركزي اين تالاب نيز به دليل تردد قايق ها، دچار خطرات زيست محيطي جديد شده است. مهم ترين تاثير تالاب انزلي در اكوسيستم منطقه، تعديل جريان هوا و تعامل آب است. از سوي ديگر علاوه بر امكانات اقتصادي و معيشتي، تالاب انزلي، منطقه مناسبي براي تخم ريزي ماهي سفيد و زيستگاه پرندگان مهاجر است و داراي گونه هاي گياهي است كه در حيات ساير جانوران اين منطقه تاثير بسزايي دارد.


گياه دارچين رمز جواني است و مصرف روزانه آن انسان را سلامت و جوان نگه مي دارد.
دارچين گياهي است با نام علمي (Cinnamomum zelanicum) كه از قديم الايام در دنيا به كار مي رفته است. در مصر حتي قبل از ساختمان اهرم ثلاثه مصر براي درمان امراض مختلف مصرف مي كردند.دارچين درختي است كوچك، به ارتفاع 5 تا 7 متر و هميشه سبز كه از تمام قسمت هاي آن بويي معطر و مطبوع استشمام مي شود. گلهاي آن در فاصله ماههاي بهمن تا اوايل فروردين ظاهر مي شود. برگ اين درخت سبز سير و داراي گلهايي به رنگ سفيد است.
دارچين داراي خواص دارويي بسيار است از جمله براي زياد شدن و بازيافتن نيروي جنسي به كار مي رود كليه را گرم مي كند و ضعف كمر و پاها را از بين مي برد و كم خوني را درمان مي كند.
اين گياه بهترين دارو براي دردهاي عضلاني است و جديدا در آمريكاي شمالي و كانادا كرمهايي به بازار آمده كه داراي دارچين است و براي رفع درد به كار مي رود.
دارچين به علت دارا بودن تانن براي رفع اسهال، ضعف عمومي بدن و همچنين بندآورنده خون مصرف مي گردد. اسانس دارچين ضدعفوني كننده ملايمي محسوب مي شود و از آن براي جلوگيري از فساد مواد غذايي مي توان استفاده كرد.اين گياه اثر پني سيلين و آنتي بيوتيك را به مقدار زيادي داراست امروزه دارچين را به صورت قرص و كپسول درآورده اند كه به عنوان تب بر به كار مي رود.

اهميت
زراعت تريتيكاله در بسياري از كشورهاي دنيا در سطح محدود توليد ميشود . هم گياهي غله اي است و هم علوفه اي و سطح كشت آن در دنيا 10 درصد گندم دوروم است و سطح كشت گندم دوروم يك دهم گندم معمولي است .
230 تا 240 ميليون هكتار سطح كشت گندم معمولي در دنيا است .
2 تا 3 ميليون هكتار سطح زير كشت تريتيكاله در دنيا است .
تريتيكاله بهاره عمدتاً در استراليا ، كانادا ، آرژانتين ، اسپانيا ، ايتاليا و آفريقاي جنوبي توليد ميشود .
تريتيكاله پاييزه در روسيه ، ايالات متحده آمريكا ، فرانسه ، چين و آفريقاي جنوبي توليد ميشود .
امكان زراعت تريتيكاله در ايران
تاريخچه زراعت تريتيكاله در ايران 30 تا 40 سال است اما در سطح محدود به صورت آزمايشي است بنابراين در سطح گسترده اي در ايران توليد نمي شود ولي امكان دارد با بررسي امكانات زراعي و به نژادي بتوان واريته هاي مناسب را براي كشت در نقاط كم بازده معرفي كرد. نتايج آزمايشات مقايسه عملكرد نشان مي دهد كه در حال حاضر عملكرد ارقام اصلاح شده تريتيكاله نمي توانند از نظر عملكرد با ارقام اصلاح شده گندم رقابت نمايند .
دورنماي تريتيكاله در جهان
عقيده بر اين است كه سطح زير كشت چاودار در جهان در حال حاضر رو به كاهش است بنابراين انتظار مي رود كه تريتيكاله با داشتن دامنه سازگاري وسيع تر در مقايسه با والدين خود (گندم و چاودار) بتواند سطح كشت قابل توجهي را در آينده اشغال نمايد و محصولي با پروتين بيشتر و يا اسيدهاي آمينه متعادل تر را به ويژه در نقاط كم بازده (مارجينال) ميتواند اشغال كند . بعضي از متخصصين حتي معتقدند كه سطح كشت جهاني تريتيكاله در آينده ممكن است با پيشروي به اراضي كه گندم و جو عملكرد غير اقتصادي توليد مي كنند ، بتواند بيش از گندم دوروم سطح كشتي را براي خود فراهم نمايند .
تاريخچه پيدايش تريتيكاله
تريتيكاله تاريخچه طولاني ندارد و از زمان پيدايش آن تقريباً 150 سال مي گذرد و تريتيكاله غله اي است كه به دست انسان توليد شده است و در طبيعت وجود نداشته است .
تريتيكاله يكي از هيبريدهاي بين جنسي موفقي است كه به وسيله انسان به وجود آمده است .
آمفي پلوئيد: مضاعف شدن كروموزومهاي يك هيبريد عقيم را گويند كه مضاعف شدن توسط ماده آلكالوئيدي كلشيسين صورت مي گيرد .
تريتيكاله از نظر فيزيولوژيك و خصوصيات اكولوژيك جزء غلات سردسيري به شمار مي آيد و از معدود گياهان بين جنسي موفقي است كه ياخته هاي آن حاوي ژنوم هاي گندم و چاودار است .
تريتيكاله خصوصيات مقاومت به سرما ، سازگاري به شرايط نامساعد محيطي ، زيادي مقدار اسيد آمينه ليسين و رشد سريع تر را از چاودار و عملكرد بالا و درصد بالاي پروتين را از گندم به ارث برده است به همين دليل است كه تريتيكاله به شرايط نامساعد محيطي و فقر خاك و سردي محيط سازگاري بهتري دارد .
پيدايش تريتيكاله
از دهه 1870 صورت گرفته است و در نتيجه تلاش شبانه روزي تعداد زيادي از دانشمندان از جمله شيبسكي و لارتر از كانادا و كيس از مجارستان و ريمپائو و كرولو از آلمان و مايستر از روسيه و بورلاك و زينيسكي از آمريكا و ويلسون از انگلستان ميتوان اشاره كرد .
تريتيكاله هاي هگزاپلوئيد و اكتا پلوئيد
ديپلوئيد AA BB DD تعداد كروموزم 14 مي باشد .
تتراپلوئيد AA * BB = AABB تعداد كروموزم 28 مي باشد .
هگزاپلوئيد AABB * DD = AABBDD تعداد كروموزم 42 مي باشد .
ديپلوئيد RR تعداد كروموزم 14 مي باشد .
تريتيكاله اكتاپلوئيد به مصرف علوفه و هگزاپلوئيد ها به مصرف توليد دانه و غله ميرسند . تريتيكاله هايي كه براي اولين بار از طريق تلاقي بين گندم (چه تتراپلوئيد و چه هگزاپلوئيد) و چاودار بوجود آمدند را تريتيكاله هاي اوليه ناميدند . تريتيكاله هايي كه از طريق تلاقي با يكديگر بعداً به وجود آمدند را تريتيكاله هاي ثانويه گفتند.
اسم تريتيكاله از اسامي جنسي والدين گرفته شده است .
گندم Triticum و چاودار Secale است و تريتيكاله Truticale است .
اسم علمي تريتيكاله : (X Tritico Secule (Wittmack
X بيانگر تلاقي بين جنسي است .
مشخصات گياهشناسي تريتيكاله
تريتيكاله همانند گندم يك گياه خودبارور است ولي ميزان دگرباروري آن ميتواند بين 10 تا 40 درصد تغييركند. با توجه به زيادي ميزان دگر باروري استفاده از خاصيت هتروزيس (قدرت هيبريدي) بدون انجام دورگ گيري به خودي خود امكان پذير است. گل آذين تريتيكاله مانند والدين خود سنبله اي است و بخش فوقاني سنبله همانند چاودار كرك دار است . طول سنبله در تريتيكاله با توجه به سطح پلوئيدي متفاوت است بطوريكه در تريتيكاله هاي اكتاپلوئيد طول آن بيشتر از هگزاپلوئيد است و طول هر دو از طول سنبله گندم بيشتر است و تعداد سنبلچه هاي هر سنبله نيز زياد است بعنوان مثال مي تواند بين 25 تا 40 سنبلچه تغيير كند و تعداد گلچه در هر سنبلچه تريتيكاله بين 3 تا 5 عدد و تعدا دانه بين 2 تا 4 عدد متغيير است . مرفولوژي ساقه و ريشه تريتيكاله مشابه گندم و چاودار است . تعداد پنجه تريتيكاله همانند تعداد پنجه در گندم و چاودار تابع شرايط محيطي و ماهيت ژنتيكي است. لازم به ذكر است كه زيادي تعدا پنجه در تيپ هاي علوفه اي تريتيكاله مطلوب تر است. دانه هاي تريتيكاله شباهت زيادي به دانه هاي چاودار دارند و اندازه آنها از اندازه دانه هاي گندم و چاودار درشت تر است. و دانه همانند ساير غلات از سه قسمت ديواره تخمدان (پريكارپ) ، آندوسپرم و جنين تشكيل شده است . لايه آلورن دانه (آخرين لايه آندوسپرم) برعكس لايه آلورن دانه گندم بسيار نامنظم است و اندازه و ضخامت ديواره ياخته هاي آن نيز از هم متفاوت است . دانه هاي تريتيكاله چروكيده است و اين امر يكي از مشكلات عمده اين گياه است و چروكيده شدن دانه باعث كاهش وزن هكتوليتر و عملكرد دانه ميشود . دامنه سازگاري تريتيكاله به اندازه گندم وسيع نيست به ويژه در مقايسه با گندم هاي جديد اما مي تواند در شرايط نامساعد محيطي مانند كمي بارندگي ، غير حاصلخيزي خاك يا سبك بودن خاك و سرد بودن خاك همچنين زيادي آلومنيوم از گندم سازگارتر است . بطوريكه مي تواند به خوبي در خاكهايي با PH ، 5/6 يا كمتر بعمل آيد . همانطوريكه مشاهده شد مقاومت به سرماي تريتيكاله زياد است و اين صفت را از چاودار به ارث برده است . اگر دماي محيط در اوايل مراحل رشد رويشي زياد باشد عملكرد تريتيكاله كاهش پيدا مي كند بنابراين مناطق مرتفع و يا نقاطي با دماي نسبتاً پايين تر براي رشد تريتيكاله مناسب تر است حتي اگر دماي محيط در مواقع شب به نزديكي هاي صفر تنزل كند رشد آن در مقايسه با ساير غلات بيشتر ميشود.
مشكلات تريتيكاله هاي اوليه زياد است و از جمله ميتوان موارد زير را اشاره نمود
1 . عدم باروري كامل
2 . حساسيت به آلودگي نسبت به بيماري سيخك (ارگوت)
3 . جوانه زني دانه ها در سنبله در شرايط مرطوب به هنگام رسيدن دانه
4 . حساسيت به زنگ ساقه و برگ
5 . ريزش دانه
6 . خوابيدن يا ورس كردن
7 . چروكيدگي دانه كه در اثر فروريختگي ياخته هاي آلرون و آندوسپرم به وجود مي آيند .
8 . كمي ظرفيت آرددهي تريتيكاله در مقايسه با والدين خود
9 . حساسيت فوق العاده به طول روز
البته بسياري از اين مشكلات در تريتيكاله هاي ثانويه حل شده اند و تلاش براي حل بقيه مشكلات نيز ادامه دارد .
تريتيكاله با كليه علفهاي هرز شايع در مزارع گندم و چاودار و بيماري ها و حشرات مواجه است . تريتيكاله از نظر خصوصيات زراعي شبيه گندم است و ميتواند با روشهاي مشابه و ادوات كشاورزي متداول در زراعت گندم مورد زراعت قرار بگيرد .
تاريخ كاشت تريتيكاله همانند ساير گياهان و غلات يك مسئله منطقه اي و يا اجراي آزمايشات ناحيه تاريخ كاشت مطلوب را تعيين كرد .
مقدار بذر و فواصل كاشت از گندم كمتر است زيرا كه اندازه بوته هاي تريتيكاله از گندم بزرگتر است. عمق بذركاري تريتيكاله از گندم كمتر است . برخي از آزمايشات نشان مي دهند كه اگر تريتيكاله عميق تر از 6 سانتيمتر كاشته شود عملكرد كاهش مي يابد درحاليكه گندم را حتي ميتوان تا عمق 9 سانتي متر نيز كاشت . علت اصلي كمي عمق كاشت تريتيكاله كمي قدرت رقابتي و يا ويگور و كوتاه بودن طول كوليوپتيل است. زمان گلدهي تريتيكاله تقريباً يك هفته تا ده روز زودتر از گندم صورت مي گيرد ولي بطور همزمان مي رسند. عملكرد تريتيكاله بعلت چروكيدگي دانه و كمي وزن هكتوليتر در مقايسه با گندم پايين تر است . درصد پروتين تريتيكاله از گندم بيشتر است و محتوي اسيدهاي آمينه آن نيز متعادل تر است و همانطوريكه اشاره شد آرددهي تريتيكاله از گندم پايين تر است .

در زمانهاي دور، مردي در بازارچه شهر حجره اي داشت و پارچه مي فروخت . شاگرد او پسر خوب و مودبي بود وليكن كمي خجالتي بود. مرد تاجر همسري كدبانو داشت كه دستپخت خوبي داشت و آش هاي خوشمزه او دهان هر كسي را آب مي انداخت. روزي مرد بيمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوي آنرا آب و جاروب كرده بود ولي هر چه منتظر ماند از تاجر خبري نشد. قبل از ظهر به او خبر رسيد كه حال تاجر خوب نيست و بايد دنبال دكتر برود. . پسرك در دكان را بست و دنبال دكتر رفت . دكتر به منزل تاجر رفت و او را معاينه كرد و برايش دارو نوشت پسر بيرون رفت و دارو را خريد وقتي به خانه برگشت ، ديگر ظهر شده بود. پسرك خواست دارو را بدهد و برود ، ولي همسر تاجر خيلي اصرار كرد و او را براي ناهار به خانه آورد همسر تاجر براي ناهار آش پخته بود سفره را انداختند و كاسه هاي آش را گذاشتند . تاجر براي شستن دستهايش به حياط رفت و همسرش به آشپزخانه برگشت تا قاشق ها را بياورد پسرك خيلي خجالت مي كشيد و فكر كرد تا بهانه اي بياورد و ناهار را آنجا نخورد . فكر كرد بهتر است بگويد دندانش درد مي كند. دستش را روي دهانش گذاشتش. تاجر به اتاق برگشت و ديد پسرك دستش را جلوي دهانش گذاشته به او گفت : دهانت سوخت؟ حالا چرا اينقدر عجله كردي ، صبر مي كردي تا آش سرد شود آن وقت مي خوردي ؟زن تاجر كه با قاشق ها از راه رسيده بود به تاجر گفت : اين چه حرفي است كه مي زني ؟ آش نخورده و دهان سوخته ؟ من كه تازه قاشق ها را آوردم. تاجر تازه متوجه شد كه چه اشتباهي كرده است
از آن پس، وقتي كسي را متهم به گناهي كنند ولي آن فرد گناهي نكرده باشد ، گفته ميشود : آش نخورده و دهان سوخته
|
در روزگار قديم در شهر ري خياطي بود كه دكانش سر راه گورستان بود . وقتي كسي ميمرد و او را به گورستان مي بردند از جلوي دكان خياط مي گذشتند . يك روز خياط فكر كرد كه هر ماه تعداد مردگان را بشمارد و چون سواد نداشت كوزه اي به ديوار آويزان كرد و يك مشت سنگ ريزه پهلوي آن گذاشت . هر وقت از جلوي دكانش جنازه اي را به گورستان مي بردند يك سنگ داخل كوزه مي انداخت و آخر ماه كوزه را خالي مي كرد و سنگها را مي شمرد .كم كم بقيه دوستانش اين موضوع را فهميدند و برايشان يك سرگرمي شده بود و هر وقت خياط را مي ديدند از او مي پرسيدند چه خبر ؟ خياط مي گفت امروزسه نفر تو كوزه افتادند . روزها گذشت و خياط هم مرد . يك روز مردي كه از فوت خياط اطلاعي نداشت به دكان او رفت و مغازه را بسته يافت . ازهمسايگان پرسيد : خياط كجاست ؟ همسايه به او گفت : خياط هم در كوزه افتاد . | |